الملا فتح الله الكاشاني

138

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

را ببندهء مؤمن فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ پس نيكوست مزد كاركنندگان و پاداش نيكوكاران در رياض جنان . وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ و به بينى اى محمد فرشتگان را يعنى وقتى كه با عقيده صدق به رتبه قرب رسيده باشى و بهر طرف نگرى ملائكه را بينى در حينى كه فروگرفتگان باشند مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ از گرداگرد عرش يعنى طواف كنندگان بجانب عرش بر سبيل لذة نه بر طريق تكليف عبادت يُسَبِّحُونَ تنزيه خدا كنند و بپاكيزگى او ياد كنند تنزيهى مقترن بِحَمْدِ رَبِّهِمْ به ستايش پروردگار خود يعنى گويند سبحانه اللّه و بحمده و بتسبيح نفى ناروا كنند از ذات خداى و به حمد اظهار صفات ثبوتيهء او نمايند وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ و حكم كرده شود يعنى حق تعالى حكم كند ميان بندگان خود بِالْحَقِّ براستى يعنى هر كس بمقامى و منزلى كه فراخور او باشد از بهشت و دوزخ فرو آرد با حكم كند ميان ملائكه باقامهء ايشان وَ قِيلَ و گفته شود يعنى مؤمنان گويند الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ سپاس مر خدايراست كه آفريدگار عالميانست بر حكم كردن او ميان ما به حق و فرود آوردن هر يك از ما بمنزلى كه فراخور اعمال ماست يا فرشتگان گويند شكر و سپاس مر خدايراست كه بر وفق فضيلت از براى ما مقامى و مرتبهء معين فرمود . سورة المؤمن ( خمس و ثمانون آية مكية ) از جملهء اخبارى كه عموما دلالت مىكند بر فضل حواميم رواية انس بن مالك است از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه حواميم زيور قرآنست و بروايت ديگر هر چيزيرا ميوه‌ايست و ميوهء قرآن حواميم است چه اين سورها روضهاى زيبا و معمورند كه متصل‌اند به يكديگر هر كه خواهد كه در مرغزار بهشت چرا كند بايد كه حواميم خواند و أبو هريره سلمى از حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كرده كه هر كه خواهد در رياض جنت بچرد بايد كه حواميم را بخواند در نماز شب ابو بصير از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نقل كرده كه حواميم ريحان قرآنست پس بر تلاوت و ذكر آن شكر نمائيد چه بتحقيق كه چون بندهء مؤمن بقرائت حواميم قيام نمايد از دهن او بوى مشك اذفر و عنبر اشهب بيرون آيد و حق تعالى بر او رحمة كند و همهء همسايها و خويشان او را از بركت تلاوت مستغرق رحمت خود گرداند و عرش و كرسى و ملائكه مقربين از براى او استغفار كنند و از ابن عباس روايت استكه حواميم هفتند و ابواب دوزخ هفت كه آن جهنم و حطمه و لظى و سعير و سقر و هاوية و